تبليغاتX
یادگیری زبان انگلیسی
يادگيري زبان انگليسي- روان شناسي- موفقيت و...
9

سلام

امروز درس نهم را شروع مي كنيم.

 

چپ - (دراینجا به معنی باقی مانده)

left

استخوان

Bone

چنین ، اینقدر، اینطور، همچو، چنان ، بقدری، آنقدر، چندان ، همینطور، همچنان ، همینقدر، پس، بنابراین ، از آنرو، خیلی، باین زیادی

So

باید، بایست، میبایستی، بایسته ، ضروری، لابد

Must

حفاظت کردن ، حمایت کردن .حراست کردن ، نیکداشت کردن ، نگهداری کردن ، حفظ کردن

Protect

 

Soon the only things left are bones.

+ نوشته شده در  86/06/31ساعت 10:22  توسط p | 
8

سلام

 

درس هشتم

 

شکستن ، خردکردن ، نقض کردن ، شکاف، وقفه

Break

پائین ، از کارافتاده ، سوی پائین ، بطرف پائین ، زیر، بزیر، دلتنگ ، غمگین ، پیش قسط

Down

بزودی، زود، عنقریب، قریبا، طولی نکشید

Soon

فقط، تنها، محض، بس، عمده ، صرفا، منحصرا، یگانه ، فقط بخاطر

Only

چیز، شیئ، کار، اسباب، دارائی، اشیائ، جامه ، لباس، موجود

Thing

 

 

They begin to break down the body

+ نوشته شده در  86/06/29ساعت 10:22  توسط p | 
7

سلام

با اميد اينكه لغتهاي قبلي را خوب ياد گرفته باشيد درس هفتم را شروع  مي كنيم

 

زمان ، هنگام، وقت، مدت. گاه ، فرصت، مجال، (درجمع) زمانه ، ایام، روزگار، مد روز، عهد، مدت، وقت معین کردن ، متقارن ساختن ، مرور زمان را ثبت کردن ، زمانی، موقعی،

Time

میکرب های تک یاخته ، باکتری.

Bacteria

تاخت و تاز کردن در، هجوم کردن ، تهاجمکردن ، حمله کردن بر، تجاوز کردن

invade

آنها، ایشان ، آنان .

They

آغاز کردن ، آغاز نهادن ، شروع کردن ، آغاز شدن

Begin

 

 

At that time millions of bacteria and viruses invade the body.

 

 

+ نوشته شده در  86/06/28ساعت 13:48  توسط p | 
6

باسلام

 

درس ششم

 

 

يك

An

جانور، حیوان ، حیوانی، جانوری، مربوط به روح و جان یا اراده ، حس و حرکت

Animal

شخص، نفر، آدم، کس، وجود، ذات، هیکل

Person

شان ، خودشان ، مال ایشان ، مال آنها

Their

ایست، ایستادن ، توقف کردن ، از کار افتادن ، مانع شدن ، نگاه داشتن ، سد کردن ، تعطیل کردن ، خواباندن ، بند آوردن ، منع، توقف، منزلگاه بین راه ، ایستگاه ، نقطه

Stop

 

 

When an animal or person dies their immune system stops working .

 

+ نوشته شده در  86/06/27ساعت 9:4  توسط p | 
5

سلام

 

 درس پنجم

 

علامت استفهام، حرف ربط، چه ، کدام، چقدر، هرچه ، آنچه ، چه اندازه ، چه مقدار.

What

روی دادن ، رخ دادن اتفاق افتادن ، واقع شدن ، تصادفا برخوردکردن ، پیشامدکردن

Happens

کی، چه وقت، وقتیکه ، موقعی که ، در موقع.

When

چیزی، یک چیزی، تا اندازه ای، قدری.

Some things

بسوی، سوی، بطرف، روبطرف، پیش، نزد، تا نسبت به ، در، دربرابر، برحسب، مطابق، بنا بر، علامت مصدر انگلیسی است.

To

 

To help you understand how powerful it is look at what happens when some thing dies.

+ نوشته شده در  86/06/26ساعت 16:10  توسط p | 
4

سلام

 

درس چهارم

 

 

بسیار، خیلی، بسی، چندان ، فراوان ، زیاد، حتمی، واقعی، فعلی، خودآن ، همان ، عینا.

Very

نیرومند، مقتدر.

Powerful

کمک کردن ، یاری کردن ، مساعدت کردن ( با )، همدستی کردن ، مدد رساندن ، بهترکردن چاره کردن ، کمک ، یاری، مساعدت،

Help

فهمیدن ، ملتفت شدن ، دریافتن ، درک کردن ، رساندن

Understand

نگاه ، نظر، نگاه کردن ، نگریستن ، دیدن ، چشم رابکاربردن ، قیافه ، ظاهر، بنظرآمدن مراقب بودن ، وانمود کردن ، ظاهر شدن ، جستجو کردن .

Look

 

The immune system is very powerful


 

+ نوشته شده در  86/06/25ساعت 11:37  توسط p | 
3

سلام

 

درس سوم

 امروز 5 لغت روز سوم را شروع مي كنيم البته امروز ۶ تا لغت می نویسم که بعدش بتونم یک جمله کامل مثال بزنم

 

پاره ، بخش، خرد، مساوی، عنصر اصلی، عضو، نقطه ، مکان ، اسباب یدکی اتومبیل، مقسوم، تفکیک کردن ، تفکیک شدن ، جدا شدن ، جدا کردن ، قطعه ،

 Part

جسد، تنه ، تن ، بدن ، لاشه ، جسم، بدنه ، اطاق ماشین ، جرم سماوی، دارای جسم کردن ، ضخیم کردن ، غلیظ کردن .

Body

کار،کار کردن ، عملی شدن .شغل، وظیفه ، زیست، عمل، عملکرد، نوشتجات، آثار ادبی یا هنری، استحکامات، موثر واقع شدن ، عمل کردن  .

Work

درست، صحیح، صحیح کردن ، اصلاح کردن ، تادیب کردن .

Correct

فرا خواندن ، فرا خوان .بانگ ، صدازدن ، ندا، خبر، نامیدن ، احضار کردن ، خواستن ، فریاد، صدا، خواندن اسامی

Call

مصون ، آزاد، مقاوم دربرابر مرض بر اثر تلقیح واکسن ، دارای مصونیت قانونی و پارلمانی، مصون کردن ، محفوظ کردن

Immune

 

If you are feeling well that means that an important part of your bady is working correctly this part of your body is called your immune system

+ نوشته شده در  86/06/24ساعت 9:5  توسط p | 
2

سلام

درس دوم

امیدوارم که لغتهای دیروز را خوب یاد گرفته باشید . حالا لغتهای جدید را می نویسم .

 

خوب

Well

ناخوش، بیمار، ناساز، ناتندرست، مریض، مریض شدن

Sick

آن ، اشاره بدور، آن یکی، که ، برای آنکه .

That

میانه ، متوسط، وسطی، واقع دروسط، حد وسط،  میانه روی، اعتدال، منابع درآمد، عایدی، پست فطرت، بدجنس، آب زیرکاه ، قصد داشتن ، مقصود داشتن ، هدفداشتن ، معنی ومفهوم خاصی داشتن ، میانگین .

Mean

مهم

Important

 

Are you feeling well? Or are you felling sick?

+ نوشته شده در  86/06/21ساعت 11:41  توسط p | 
1

سلام

از امروز با يادگيري 5 لغت شروع مي كنيم. 

 

چگونه – از چه طريق – چطور – چگونگي – راه – روش- متد- چنانكه

how

هستند – هستيم- هستيد

are

شما – شما را

You

احساس - حس

Feeling

امروز

today

ضمناْ بعد از هر پنج لغت یک یا چند جمله درموردشون می نويسم تا اون لغت ها بهتر تو ذهنمون بمونه

How are you feeling today

 

+ نوشته شده در  86/06/20ساعت 16:14  توسط p | 

سلام

ما مي خواستيم زبان انگليسي ياد بگيريم . در كلاسهاي مختلف آموزش زبان ثبت نام كرديم ولي هيچكدام برامون جذابيت نداشت و ادامه نداديم. چند ماه پيش سي دي آموزش زبان انگليسي با ۱۵۰۰ كلمه را از موسسه راز موفقيت http://www.fkowsari.com/خريديم ولي همت نكرديم كه ياد بگيريم.

چندي پيش توي يك وبلاگ خوانده بودم اگر به جاي اين همه وقت گذراني بيخود و اتلاف وقت ،حداقل روزي ۵ تا كلمه زبان خارجي و يا چيزهاي ديگه يادبگيريم تا پايان سال كلي مطالب جديد ياد گرفتيم. ما هم حساب كرديم اگر روزي ۵ تا كلمه ياد بگيريم ازاول تا پايان سال(بدون احتساب روزهاي تعطيل) ۱۵۰۰ كلمه و يا حتي بيشتر هم ياد مي گيريم و تصميم گرفتيم كه شروع كنيم . روزي هم ۵ تا كلمه ياد ميگيريم كه هم اساسي و خوب ياد بگيريم و هم زياد خسته نشيم و وقت كم نياريم ضمناً  سعي مي كنيم كه در ابتدا ۱۵۰۰ كلمه كليدي كه توي مكالمات و مسائل روزمره بكار ميرن را ياد بگيرم  و براي اينكه افراد ديگه اي كه مثل ما وقت  كلاس رفتن و... ندارند با هم پيش بريم و زبان يادبگيريم اون كلمه ها رو توي وبلاگ مي نويسم. اگر هم كسي راه بهتري براي يادگيري بلده بنويسه .

+ نوشته شده در  86/06/19ساعت 11:35  توسط p | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
ما مي خواستيم زبان انگليسي ياد بگيريم . در كلاسهاي مختلف آموزش زبان ثبت نام كرديم ولي هيچكدام برامون جذابيت نداشت و ادامه نداديم. چند ماه پيش سي دي آموزش زبان انگليسي با ۱۵۰۰ كلمه را از موسسه راز موفقيت http://www.fkowsari.comخريديم ولي همت نكرديم كه ياد بگيريم.

چندي پيش توي يك وبلاگ خوانده بودم اگر به جاي اين همه وقت گذراني بيخود و اتلاف وقت ،حداقل روزي ۵ تا كلمه زبان خارجي و يا چيزهاي ديگه يادبگيريم تا پايان سال كلي مطالب جديد ياد گرفتيم. ما هم حساب كرديم اگر روزي ۵ تا كلمه ياد بگيريم از ابتدا تا پايان سال(بدون احتساب روزهاي تعطيل) ۱۵۰۰ كلمه و يا حتي بيشتر هم ياد مي گيريم و تصميم گرفتيم كه شروع كنيم . روزي هم ۵ تا كلمه ياد ميگيريم كه هم اساسي و خوب ياد بگيريم و هم زياد خسته نشيم و وقت كم نياريم ضمناً سعي مي كنيم كه در ابتدا ۱۵۰۰ كلمه كليدي كه توي مكالمات و مسائل روزمره بكار ميرن را ياد بگيرم و براي اينكه افراد ديگه اي كه مثل ما وقت كلاس رفتن و... ندارند با هم پيش بريم و زبان يادبگيريم اون كلمه ها رو توي وبلاگ مي نويسم. اگر هم كسي راه بهتري براي يادگيري بلده بنويسه

پیوندهای روزانه
شیمی و آزمایشگاه
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
آرشیو موضوعی
دوره لغتهاي روز اول تا دهم
دوره لغتهاي روز يازدهم تا بيستم
دوره لغتهای روز بیست و یکم تا سی ام
پیوندها
عرفان و علوم غريبه
مردمان
كهف اصحاب - در مورد دين و حديث
خانواده سبز
گذر معمارانه
انتظار منتظر
تی به رهت ایمهنم
روزهاي بي خاطره
مقالات انگليسي
سروش آسماني سرود رهايي
کوروش بزرگ
بایدهای مدیریت
مدیران مالی
دانلود آموزش زبان نصرت در 90روز- دانلود نرم افزارهای رایگان
مجموعه مقالات روان شناسی و موفقیت- تفکر نو
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب
دیجیتال کیوان