تبليغاتX
یادگیری زبان انگلیسی
يادگيري زبان انگليسي- روان شناسي- موفقيت و...
سلام

لغتهای روز چهل و هشتم

Please change this note.

لطفاً اين اسكناس را خرد كنيد

Give me some coins.

لطفاً مقداري پول خرد به من بدهيد.

I’d like to open an account with you

مي خواهم در بانك شما حساب باز كنم

Checking account

حساب جاري

Saving account

حساب پس انداز

Deposit account

حساب سپرده

I’ve lost my way

راهم را گم كرده ام

I can’t find my way to may hotel

نمي توانم راهم را به هتلم پيدا كنم

Which bus should I take?

سوار چه اتوبوسي بايد بشوم؟

It’s about five minutes walk.

حدود 5 دقيقه پياده روي است

I want to get off near the bank.

مي خواهم نزديك بانك پياده شوم.

+ نوشته شده در  86/10/23ساعت 21:52  توسط p | 
سلام

لغتهای روز چهل و هفتم

Good morning

صبح بخير

Good afternoon

بعد از ظهر بخير

Good evening

عصر بخير

Good night

شب بخير

Please come here

لطفاً بيائيد اينجا

Don’t go

نرويد

Go there

برويد آنجا

Please give me a from

لطفاً يك فرم به من بدهيد

I wish to learn English

مايلم زبان انگليسي ياد بگيرم

What do you want?

چه مي خواهيد؟

I’d like some water. 

مقداري آب مي خواهم.

+ نوشته شده در  86/10/22ساعت 18:52  توسط p | 
سلام

لغتهای روز چهل و ششم ادامه اسامی مکانها

Club

باشگاه

Company

شركت

Police station

كلانتري

Court

دادگاه

Museum

موزه

Post office

اداره پست

Theatre

تاتر

Embassy

سفارتخانه

Agency

آژانس

Airport

فرودگاه

Harbour

بندر

Seaside

كنار دريا

Village

ده

Railway station

ايستگاه راه آهن

+ نوشته شده در  86/10/21ساعت 20:6  توسط p | 
سلام

لغتهای روز چهل وپنجم ادامه اسامی مکانها می باشد.

Ladies hairdresser

آرايشگاه زنانه

Drugstore

داروخانه

Garage

گاراژ ، تعميرگاه

Gas station , petrol station

پمپ بنزين

Market

بازار

Zoo

باغ وحش

Hospital

بيمارستان

Church

كليسا

+ نوشته شده در  86/10/19ساعت 21:38  توسط p | 
سلام

برای لغتهای روزچهل و چهارم اسامی بعضی ازمکانها را یاد میگیریم

 

Bookshop

كتابفروشي

Shoe shop

كفاشي

Restaurant

رستوران

Greengrocer’s

ميوه فروشي

Grocer’s

بقالي

Butcher’s

قصابي

Dairy

لبنياتي

Baker’s

نانوايي

+ نوشته شده در  86/10/18ساعت 17:38  توسط p | 

سلام

باعرض پوزش از اینهمه تاخیر بازهم بعلت مشکلی که داشتم نتونستم چندروزی نوشتن لغتها را ادامه بدم .به جاش لغتهای امروز را متناسب با هوای امروز سعی کردم بنویسم.

Take you umbrella with you.

چترتان را با خودتان ببريد

It’s nice today

هوا امروز عاليه

Today is colder than yesterday. 

امروز سردتر از ديروز است

You have beautiful weather

شما هواي زيبايي( خوبي) داريد

It’s cloudy and rainy 

هوا ابري و باراني است

Do you feel cold?

آيا احساس سرما مي كنيد؟

It’s always cold in this season 

هميشه در اين فصل هوا سرد است.

Do you have cold weather in winter?

در زمستان هواي سردي داريد؟

Yes it snows  sometimes and it rains sometimes

بله ، گاهي برف مي بارد و گاهي باران مي بارد

Take care! The streets are slippery.

مواظب باش! خيابانها لغزنده هستند.

+ نوشته شده در  86/10/16ساعت 19:14  توسط p | 
سلام

لغتهای روز چهل و دوم

perhaps

گويا ، شايد ، ممکن است ، توان بود ، اتفاقا .

kind

مهربان ،مهرباني شفقت آميز،بامحبت . گونه ،نوع ، قسم ، جور،جنس ،گروه ،دسته ،کيفيت ،جنسي (درمقابل پولي) ، غيرنقدي

take

گرفتن ، ستاندن ، لمس کردن ،بردن ، برداشتن ، خوردن ،پنداشتن

dangerous

خطر

little

محقر ، معدود ، بچگانه ، درخور بچگي ، پست . اندک ، کم ، کوچک ، خرد ، قد کوتاه ، کوتاه ، مختصر، ناچيز ، جزئي ، خورده ، حقير

  

Perhaps I can help you.         شايد بتوانم به شما كمكي كنم.

Let me help you.                   بگذار كمكت كنم.

Thank you. You are very kind.         متشكرم شما خيلي لطف داريد.

Take care, it's dangerous.                 مواظب باشيد خطرناك است.

Do you like this?          از اين خوشتان مي آيد؟

A little               يك كم

 

+ نوشته شده در  86/10/04ساعت 19:22  توسط p | 

آماده ، مهيا ، حاضر ، معرفي کردن ، اهداء کردن ، ارائه دادن .پيشکش ، هديه ،ره آورد  زمان حاضر ، زمان حال ، اکنون ، موجود،|عرضه کردن

present

مزاحمت ، رنجه ، آزار دادن ، رنجه کردن ، زحمت دادن ، دچار کردن ، آشفتن ، مصدع شدن

trouble

لذت بردن . کيف ، خوشي ، عيش ، انبساط ، لذت ، بخشيدن ، خوشايند بودن

pleasure

مسئله ، مشکل ، چيستان ، معما ، موضوع

problem

متاثر ، متاسف ،غمگين ، ناجور ، بدبختت

Sorry

بودن ، واداشتن ، عهده دار شدن . ايستادن ، ايست کردن ، توقف کردن ، ماندن ، راست شدن ، قرار گرفتن ، بودن ، واقع|دکان ، بساط ، ايستگاه، توقفگاه، جايگاه گواه در دادگاه

stand

 

 

Thank you for your present.             ازهديه شما تشكر مي كنم.

Thank you for your trouble.             .از زحمتتان تشكر مي كنم  

Can you help me?                  مي توانيد به من كمك كنيد؟

With pleasure              با كمال ميل

Sorry to trouble you.              متاسفم كه به شما زحمت ميدهم.

No problem.      خواهش مي كنم( ايرادي ندارد)

Where is the taxi stand?                   ايستگاه تاكسي كجاست؟

+ نوشته شده در  86/10/03ساعت 21:40  توسط p | 

از امروز مكالمه ساده م